•                  
سه شنبه , ۱۶ آذر , ۱۴۰۰
سه‌شنبه, دسامبر 7

نقش ادیان در صلح جهانی

1
258

chris.jpgیکی از بحثهایی که در دین شناسی نظری و فلسفی معاصر مطرح است نقش ادیان در بهبود جهانی است که ما در آن زیست می کنیم. در این زمینه هم مانند همه عرصه های دیگر اختلاف نظر بسیار است. با وجود این تکثر آرا در یک نکته اختلافی نیست و آن اهمیتی است که دین از نیمه دوم سده بیستم به این طرف در جهان ما ایفا می کند .در جهانی زیست می کنیم که به زعم بسیاری از متفکران آن فرهنگ و هویت و سنت نقشی انکارناپذیر و بی بدیل را دارا هستند. به تعبیر دیگر خاستگاه و ریشه هر تغییری در جهان ما تغییر در فرهنگ و هویت است. به همین جهت است که افرادی که زمانی تصور می کردند اقتصاد یا سیاست حرف اول و آخر تحولات زمانه را می زنند هم اکنون پی برده اند همه این مؤلفه ها اگر از گذرگاه فرهنگ عبور نکنند ره به جایی نخواهند برد. در این میان بخشی مهم از هویت جهانی را ادیان به وجود آورده اند. به تعبیر یکی از فیلسوفان همه ارزشهای بشری که ما بر طبق آنها زندگی می کنیم ریشه در چندین سنت معنوی و دینی جهان دارند. اگر نگاهمان به ادیان و ارزشهای آنها اینگونه باشد پرواضح است که نقشی بی بدیل را برای دین در جهان معاصر قایل خواهیم بود.

در این میان ادیان جایگاهی ژرف در صلح و گفگوی فرهنگها نیز ایفا می کنند. ما پی برده ایم هیچ امنیت و صلح و آرامشی بدون صلح میان ادیان مقدور و میسور نخواهند بود. این نکته است که بوفور و بوضوح در طرح هانس کونگ در مورد اخلاق جهانی مشهود است. دین شناسی نظری و فلسفی با توجه به این پیش فرض به دنبال راهکارهایی برای گفتگوی بهینه میان ادیان است. در این زمینه البته رویکردهای مختلفی را شاهد هستیم. پاره ای از رویکردها معتقد هستند که تنها با تکیه بر فرض شمول گرایی ادیان می توان به گونه ای گفتگو که این یکی زمینه ساز صلح جهانی است دست یافت. یعنی ما باید قایل باشیم که حقیقت در ادیان دیگر هم موجود است. یعنی بدون قایل شدن به وجود حقیقت در ادیان دیگر نمی توان با ایدان دیگر گفتگویی را سامان داد.عده ای دیگر اما معتقد هستند که دیدگاههای انحصارگرا یعنی دیدگاههایی که یک دین را حق مسجم و مجسمه حق می دانند نیز می توانند مبلغ و مروج گونه ای گفتگوی ادیان باشند. عده ای تصریح می کنند که تقریرهای سنتی نسبت به ادیان هم می توانند به گفتگویی جدی دامن زنند و پاره ای دیگر از افراد بر این نکته دست می گذارند که باید به نگاههایی جدید به ادیان به سراغ گفتگو رفت. یکی دیگر از مضامینی که با محور دین با تکیه بر نقش دین در صلح جهانی به بحث گذاشته می شود نسبت دین با عرصه های مختلف فردی و اجتماعی است. در این گستره بررسی می شود که دین و سیاست چه نسبتی دارند، تأثیر و تأثر دین و اقتصاد از چه قرارند و عاقبت اینکه تعامل میان دین و اجتماع چگونه است. همه این نکات نشان می دهند که فلسفه دین تا چه اندازه شاخه ای کاربردی و هیجان انگیز است. ياد آور شوم كه دين در تعاملات جهاني تأكيد زيادي بر صلح و هم چنين بر اصل همزيستي مسالمت آميز در بين انسانها دارد. گرچه برخي از نويسندگان و انديشمندان بر اين عقيده اند كه روابط عادي ميان انسانها هرگز مبتني بر صلح نبوده است و تلاش مي كنند وضع آن ها را به حالت جنگ دائمي جلوه دهند. لكن محققان بر خلاف اين ديدگاه، عقيده دارند كه گسترش دین در روابط انسانها با ديگر و ملت ها بر مبناي صلح و همزيستي بوده است دین سياست صلح جويانه اي به انسانها توصيه نموده است و نيز از انسانها خواسته شده مزاحمت خود را از حريم دعوت و پيروان آن به دور نگاه دارند، امّا توصيه نكرده نشده انسانها به زور، دیندارشوند، بنابراين دین مدافع اصل هم زيستي مسالمت آميز و تعاملات صلح آميز است چون هم جنگ تجاوز گرانه را تحريم كرده است و هم تجاوز در جنگ را، پس اين اصل، نخستين اصل حقوقي در روابط بين المللي ادیان است، اصلي كه با فطرت انسان هم سازگاري دارد. براي نمونه اموري را همراه با چند آيه كه دلالت بر اصل همزيستي مسالمت آميز دارد ياد آور مي شوم:. ايمان آوردن، تحميلي نيست با حكمت و اندرز نيكو مردم را به پروردگار فراخواندن به شيوه هاي كه بهتر است آنان مناظره كن).. صلح و احياي همزيستي نامسلمانان و همسايگان چه در آغاز تشكيل حكومت و چه پس از آن بر محبت و عطوفت و پاي بندي به قرار دادها و پيمان نامه ها بوده است. ديگر اموري كه در خصوص نقش دين در صلح و تعاملات بين المللي مي توان به آن اشاره كرد موضوع عهد و پيمان ها و اهميت آن و هم چنين مذمتي كه بر نقض عهد شده است، مي باشد. دین نه تنها براي قراردادها و معاهدات بين المللي ارزش حقوقي فوق العاده اي قائل شده بلكه ملت ها را براي بستن و انعقاد پيمان هاي صلح دعوت مي كند و همواره به جوا مع توصيه نموده است كه در اين باره پيش قدم باشند از هر نوع تلاش براي برقراري و تحكيم مباني و شرايط و نيز گسترش آن در جامعه بشري دريغ ننمايد چنان كه در طول تاريخ عقد قرار دادهاي صلح از وظايف دولت هاي مسئول و صلاحيت دار به شمار رفته است، در مجموع، دين نقش اساسي و بنيادي مي تواند در صلح داشته باشد و راهنمايي ها و دستورات آن مي تواند تعاملات بين المللي را با صلح و همزيستي مسالمت آميز همراه نمايد و اين مطلب از آيات و روايات استفاده مي شود در دین بر اصل وفا به عهد و عمل نمودن و پايبند بودن به عهد و پيمان و ميثاق ها كه مي تواند صلح را در تعاملات بين المللي به ارمغان آورد و نقش كليدي آن در برقراري صلح در تعاملات بين المللي قابل انكار نيست خداوند هم اين دستور العمل دين را عملا به اجرا گذاشت و الگويي براي ما و بشريت گردانيد که همه حكايت از اين دارد كه دستورات و توصيه هاي دینی بر صلح در تعاملات بين المللي تأكيد دارد و اين آموزه هاي دينی و رفتار مي تواند معيار و الگوي ما در روابط تعاملات بين المللي براي دست يابي به صلح باشد   در جوامع پیشرفته امروزی با پدیدار شدن گروهای تندرو مذهبی این گروها سعی در القاء نظر باطل خود بر افراد و انسانها با توسل به زور و ایجاد رعب و وحشت هستند که این کار زمینه ایجاد ناامنی در جوامع و جهان را در بر خواهد داشت از نظر من دین به واسطه رسالتی که از طرف خداوند بر انسانها دارد تضمین کننده صلح میباشد ولی این تفسیر انسانها با افکار متفاوت است که برداشتهای غلط را به ارمغان می آورد . به امید روزی که شاهد صلح پایدار و برابری همه انسانها در جهان باشیم هر چند که ادیان به دو دسته ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی دسته بندی می شود،‌ ولی باید توجه داشت که دین در حقیقت فلسفه تحلیلی از هستی و نقش انسان در جهان است که به هدف فهم و درک موقعیت انسان و نقش آن شکل گرفته است. همه ادیان حتی ادیان بشری و غیر ابراهیمی، خواهان درک درست مناسبات انسان با هستی و خود بوده و دست کم در چارچوب معیارهای عقلانی و عقلایی تلاش کردند تا تفسیر درست و واقع بینانه ای از هستی و انسان ارایه دهند. در حقیقت تلاش همه ادیان بر آن بوده است که مناسبات را در چارچوب عقلانیتی شکل دهند که آثار آن، زندگی انسان را معنا داده و در عمل بهبود بخشد. شکی نیست که هر کسی فلسفه ای برای زیستن دارد که نگرش ها و کنش و واکنش های او را سامان می دهد. این فلسفه وقتی به نوعی موقعیت اجتماعی و جمع گرایانه می یابد به شکل آیین و دین و مذهب نمودار می شود؛ زیرا جماعتی را به یک فهم مشترک رسیده اند در کنار هم گرد می آورد و این گونه است که اخلاق دینی، احکام و آیین های مبتنی بر آن فلسفه دینی شکل می گیرد و هنجارهای اجتماعی را پدید می آورد. بر این اساس می بایست دین را در عقلانیت بشر جست و جو کرد و شکی نیست که یکی از شاخصه ها عقلانیت بشری که به شکل مستقلات عقلانی شکل گرفته است، عدالت و برابری است؛ زیرا عقل حکم به حسن عدل و قبح ظلم می کند و در همین چارچوب است که عقلانیت انسانی در شکل حسن صلح و قبح تجاوز و خونریزی و جنگ خودنمایی می کند. پس همه ادیان و مذاهب به یک معنا بر محور عدالت و صلح شکل گرفته و جامعه را در این چارچوب مدیریت و هدایت می کند. البته همین عقلانیت حکم می کند که انسان ظلم ستیز باشد و به دفاع از مظلوم بپردازد. پس عدالت خواهی،‌ صلح طلبی و ظلم ستیزی از سوی همه ادیان تاسیس یا امضا شده است. کلمه سواء همه ادیان و مذاهب جهان مبتنی بر عقلانیتی سامان یافته است که محور باورهای آن هدفمندی جهان و جامعه است. پس می بایست با بسیج سرمایه های انسانی این اهداف متعالی را تحقق بخشید. این گونه است که آسایش و آرامش دو مفهوم کلیدی در فرهنگ بشری است که همه جوامع به فلسفه تحقق آن شکل و سامان گرفته است. دین از آن جایی که فطری و عقلانی است،‌ احکام مستقل عقل را در دفاع از عدالت و اقامه و اجرای آن تایید کرده و به همه ماموریت دارند بر اساس اصول عقلانی جامعه را با حقوق اساسی و طبیعی آشنا ساخته و ایشان را به اقامه و قیام برای عدالت بخواند همه ادیان در چارچوب عقلانیت دینی و ایجاد صلح جهانی است که قبله خود را شهری قرار داده اند که قداست قدسی آن به صلح و است تا هرگز در آن جنگ و خونریزی نباشد و از پرتو آن همه زمین و جهان برکت یابد و در حریم امن و امنیت در آید نقش ادیان در صلح جهانی را می بایست در ایجاد هدفمندی اندیشه و کردار بشر جست؛ زیرا این امکان را به همگان می دهند تا در چارچوب آیین ها و قوانین عقلانی و عقلایی زندگی خود را سامان دهند و به یک وحدت اندیشه و رویه دست یابند، هر چند که در برخی از جزئیات به تناسب مقتضیات تفاوت هایی با هم دارند. جامعه جهانی که تحت مدیریت فرزانگان ادیان شکل می گیرد تضمین کننده صلح و آسایش و آرامش جهانی است؛ زیرا مردم در مدار و محور فرزانگان خویش می اندیشدند و عمل می کنند. ما در جهانی زیست می‌کنیم که فرهنگ و هویت و سنت، نقشی انکارناپذیر و بی بدیل را دارا هستند. خاستگاه و ریشه هر تغییری در جهان ما، تغییر در فرهنگ و هویت است. در این میان بخشی مهم از هویت جهانی را ادیان به وجود آورده‌اند. بی گمان همه ارزشهای بشری که ما بر طبق آنها زندگی می‌کنیم، ریشه در چندین سنت معنوی و دینی جهان دارند. پس می توان به صراحت گفت که دین نقشی بی‌بدیل را در زندگی بشر و سبک زندگی او و نیز

برچسب هامقاله ها

1 comment

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: